رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

همه عمر بر ندارم، سر از این خمار مستی ..... که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

همه عمر بر ندارم، سر از این خمار مستی ..... که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

درباره ی وبلاگ
رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

ترس دارم که به وقت عافیت، فقرم را نبینم...
خدایا!
هرچه گرفتی، بگیر، اما ایمانم را نه...

بفرمایید بحث جدی...(1)

پنجشنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۴، ۱۲:۵۱ ق.ظ

فرض کنید یک آدمی هستید در حد و حدود معمولی، مثلا یکی مثل خود بنده، که نه معلومات دینی قابل قبولی دارد، نه معنویات درست و درمانی، نه جایگاه اجتماعی خفنی دارد، نه تا به حال به وظایفش در قبال امامش عمل کرده...

نه، اصلا فرض کنید خودتان هستید با شرایط خودتان، آن وقت از شما می خواهم به این سوال من پاسخ دهید:

 

اگر بدانید امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف،

در زمانی نزدیک، مثلا ده سال دیگر،

ظهور می کنند،

چه کارهایی می کنید؟

چرا؟

(البته اگر تمایز جدی و قابل توجه با حقیر دارید لطفا تمایز رو ذکر کنید. مثلا مخاطبین آقا بیان کنند! یا اگر کسی جایگاه اجتماعی خاصی دارد که دانستنش در جواب مؤثر است بفرماید.)

 

برای پاسخ به این سوال و ورود به بحث هم، باید حداقل این یک پیش فرض را قبول داشته باشید که ما وظیفه ای نسبت به امام مان داریم! بنابراین اگر این پیش فرض برایتان به هر دلیل زیر سوال است، لطفا کامنت نگذارید.

 

نکته ی دیگر اینکه لطفا مختصر و مفید جواب بدهید و از پراکنده گویی و منبر رفتن جداً بپرهیزید... خوب هم فکر کنید بعد جواب دهید، عجله ای در جواب نکنید... مثلا یک هفته بگذارید به این مسأله خوب فکر کنید... یک هفته به جواب سوال بنده فکر کنید بخاطر امامتان...

 

این مطلب و بحث هایی که به کمک شما عزیزان در بخش نظرات می شود، شاید به نحوی مقدمه ای شود برای کلید خوردن نوعی کارگاه مهدویت... بنابراین از تک تک شما خواهش می کنم در بحث با جدیت حضور پیدا کنید و به پیشرفت آن کمک کنید.

 

پیشاپیش از حضور فعالتون ممنونم.

  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • ۹۴/۱۰/۱۷
  • ۴۰۴ نمایش
  • سر به هوا!

نظرات (۲۰)

  • رزمنده ..
  • سلام مومن.جزاکم الله خیرا

    آخه رزمنده منبر نره؟!!!!مگه داریم؟!!!مگه میشه؟!!!!

    عرض کنم که چند سال پیش در محضر بزرگی بودیم...ایشون یه مطلبی فرمودند که کاملا تکلیفتو مشخص می کرد...ایشون فرمودند این همه میگی آقا بیا آقا بیا...حالا فرض کن آقا اومده...چی کار می خوای بکنی؟...همون کاری که قراره بکنی را الان بکن...چون آقا همین الان حضور دارند منتهی من و شما نمی بینیمشون...

    بابت اون کلیک رنجه ای هم که کردید بی نهایت سپاس...دیر و زود نداره که مومن..


    عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
    یاعلی
    پاسخ:
    علیکم السلام.
    خب همون کار ها رو بفرمایید.
    مثلا تحت 3-4 عنوان کلی یا تقریبا کلی دسته بندی کنید و دلیلش رو بگید.

    بعد هم یک دقتی بکنید: سوال من این نیست که کلا چه وظایفی داریم در قبال اماممون. سوالم اینه که اگر بدونید ایشون 10 سال دیگه ظهور می کنند چه می کنید؟

    سوال کلی رو در بحث دیگه ای می خوام بپرسم ان شاءالله.

    ممنونم.
  • رزمنده ..
  • مجددا سلام عرض شد...

    شما فرمودید فرض کنید یه آدمی هستید با شرایط بالا...و قرار هم اینه که تا 10 سال دیگه آقا ظهور کنه...حالا چی کار می کنید؟
    خب مومن خدا نسخه پیچیده شده را که عرض کردم...
    یه سری کارها عمومیت داره و یه سری نه...

    مثلا فرض کنید الان همه سرما خوردند...پیش دکتر که میرن، به همه دارو میده...مثلا به همه قرص سرما خوردگی میده اما به نفر اول کنار اون قرص آمپول هم میده، به نفر دوم کنار اون قرص فقط شربت میده...

    همه ظاهرا سرما خوردند اما نوع سرماخوردگیش فرق داره...

    همونطور که عرض کردم ما باید همون کاری که قراره در زمان ظهور انجام بدیم همین الان انجام بدیم...اطلاعات دینی مون کمه؟ ...مطالعه کنیم...معنویاتمون کمه؟ ..بالاش ببریم...البته کم کم ...نه اینکه یه کاری کنیم که از اون طرف پشت بوم بیفتیم...
    خلاصه که تمرین می خواد...
    شما چطور وقتی یه مراسمی میرید مدام سعی می کنید یه کاری کنید که اون مراسم به خوبی برگزار بشه...حداقلشو دارم میگم ها...حالا بماند که مثلا طرف خودش میره جلو و میگه فلان کار را بدید من انجام میدم و اینطوری یه گوشه کار را میگیره...نه همون حداقل را در نظر می گیریم...به قول شما، جایگاه پایین جامعه...حالا همین که سعی می کنید مشکلی ایجاد نکنید همین ارزشه...
    دیگه سایر کارها بماند...
    مثلا شما الان دانشجویی، کار می کنی، خانه داری...هر چی...همین جایگاهی که هستی را خوب مدیریت کن...به قول حضرت آقا که می فرمودند-نقل به مضمون- هر کس همون جایی که هست را مرکز اسلام قرار بده و سعی کنه درست کار بکنه

    امیدوارم مطلبو رسونده باشم...

    حالا هر چی ما می خواهیم منبر نریم...نمی ذارید که(لبخند)
    پاسخ:
    علیکم السلام و رحمة الله.

    خیلیییییییییییی ممنون که تمام تلاش خودتون رو برای منبر نرفتن انجام دادید!!!!!

    اولا بنده در نهایت گفتم فرض کنید خودتان هستید با شرایط خودتان... و عرض کردم اگر شرایطتان با شرایط معمول فرق خاصی دارد بفرمایید. مثلا یک استاد اخلاق اگر بیاید بخواهد اینجا جواب بدهد، خب مثلا در جواب هایش احتمالا داردکه شاگردانم را رشد بیشتری می دهم. خب باید مشخص باشد شرایطش متفاوت است.

    ثانیا آن طور که فهمیدم از نظر شما فرض سوال من که «اگر ده سال دیگر آقا ظهور کنند» در جواب اثری ندارد.

    ثالثا دید حداقلی ای که شما فرمودید لازمه، اما کافی نیست اصلا. چون خیلی از آدم ها اینطور نیستند و ما باید جای اون ها هم کار کنیم.

    خواهشا اگر جوابی دارید منظم، و خلاصه باشد.

    ممنونم.
  • آب‌گینه موسوی
  • اوّلین چیزی که به ذهنم آمد که چقدر طولانی!! تا ده سالِ دیگر؟! وااای خیلی طولانی...

     

    به گمانم، اوّل می‌روم سراغِ خودم؛ نماز و روزه‌های قضا، بالا بردن فهمِ دینی و اطّلاعاتِ تاریخ اسلامی و احکام و به طورِ کلّی خودسازی.  

    پاسخ:
    من که خودم در فرض سوالم دو دستی زدم در سر خودم، که وااااااااای این همه کار در ده سال؟!!!!!! کمه!!!!!!!

    اولا میشه مشخص کنی فرض ظهور چه اثری در جواب شما داره؟
    اینهایی که فرمودی وظایف عادی ماست. یعنی این ها وظایف ما در مقابل «امامی که غایب است و قرار است ده سال دیگر ظهور کند» نیست. اگر امام ظهور هم کرده باشند همین ها به جاست، و اصلا اگر غیبتی در کار نبوده باشد باز همین ها به جاست.

    ثانیا دلیل کارهایت را هم بگو. مثلا چرا به این فکر کردی که نماز قضا بخونی، اما مثلا به صله ی رحم فکر نکردی!

    ثالثا وظایف اجتماعی ای هم در فرض سوال من اگر قائلی برای خودت بگو.
  • عارف ـــــ
  • سلام
    اول یه دستی به سر و صورت نماز و روزه های قضام میکشم و متأدب به آداب و فرایض میشدم
    دوم حسابی درس میخونم (چون تو دولت آقا شایسته سالاریه، یهو میاد میگه: تویی که دکتری! با توأم! تو سیکل هم نداری...)
    سوم کار فرهنگی رو جدی میگیرم و تمام وجودم رو خرج میکنم 
    یه اتفاق خیلی مهم هم برام میوفته اونم اینکه دیگه از هیچی نمیترسم چون میدونم تهش پیروزیه (یعنی همه چیز برام گذرا میشه، لذا تحملم بالا میره و اخلاق خوب پیدا میکنم چه در زندگی خانوادگی چه در تعاملات اجتماعی)
    اگرم متاهل بودم حتما همه هزینه ام رو میذاشتم روی فرزند آوریِ حداکثری

    پاسخ:
    سلام عزیزم.

    اول: چرا فکر می کنی باید حتما قبل اومدنشون نماز قضاهات رو بخونی و روزه هات رو بگیری؟ نمیشه بعدش انجام بدی؟ یا اصلا چرا قبل از این به فکر اساسی نبودی در این مورد؟ می خوام بدونم فرض اومدن امام چه اثری داره در این جواب؟

    دوم: فکر می کنی درس های ما چقدر در شایسته سالاری اون زمان اثر داره؟ هرچقدر هم خوب بخونیم... مثلا کسی که میکروبیولوژی می خونه، اگر دکتراش درست و درمونم باشه، ده سال دیگه که امام بیاد می خواد چه استفاده ای از شایستگی اون آدم در زمینه ی میکروبیولوژی کنه؟ البته حرفم این نیست که اصلا نباید درس خوند ها! می گم در فرض ده سال چه اثری داره درس، ضمن اینکه هر درسی هم بنظر می رسه در شایسته سالاری اثر نداشته باشه؟

    سوم: خوشمان آمد! :))  اما خب تمام وجودت که نمی رسه به کار فرهنگی، چون کلی درس داری و کلی نماز و روزه ی قضا! :) شوخی کردم... منظورت رو فهمیدم. اما بیزحمت بگو چرا میری سراغ کار فرهنگی.

    چهارم: این اتفاق مهمه خیلی جالب بود برام. اما خب باز وقتی فکر می کنم این شرایط ممکنه بدیل هم داشته باشه. مثلا اینکه خدای نکرده بدونی ده سال دیگه از دنیا میری.

    پنجم: چرا فرزند آوری حداکثری؟ برای اینکه امام نیروی بیشتری داشته باشند؟ (عزییییییزم... شکلک قلب تپنده) در صورتی که جوابت همین است، بگو اگر متاهل بودی و همسر نااهلی داشتی و احتمال می دادی فرزندانت نیروی امام نشوند چطور؟

    ششم
    به نظرم یکی از نیازهای ابتدای ظهور، احتجاج و استدلال برای مردم جهان است. به دیدگاه حقیر، ما نیازمند مومنین اهل تعقل و تفکر هستیم و به همین خاطر تلاش برای تقویت عقلانیت را مسئله ای مهم می دانم که راه به دست آوردنش، تفکر، بحث های حقیقت جویانه و استفاده از کدهای فکری قران کریم و روایات است. این دو منبع آخر متاسفانه فراموش شده است.
    پاسخ:
    خلاصه می کنم:
    احتجاج و استدلال برای مردم جهان و تلاش برای عقلانیت، توسط مومنین اهل تعقل و تفکر، به وسیله ی تفکر و بحث و استفاده از قرآن و روایت.

    اولا ممنون می شوم بفرمایید شخص شخیص جنابعالی با شرایط حاضر که طلبه هستید و دانشجوی ارشد فلسفه علم و همسر و فرزند دارید، کجای این نیاز را برآورده می کنید؟ یعنی در چه زمینه ای قصد ارتقاء عقلانیت خودتان و دیگران را دارید؟ چرا؟ به فرض ده سال توجه کنید.

    ثانیا این عقلانیت لازم است، و نه کافی، به نظرم... چه بسیار علمائی که وقتی امام می آیند انکارشان می کنند. البته می دانم ممکن است بین علم با عقلانیت فرق هایی قائل شوید.

    ثالثا تبیین بفرمایید فرض بودن و نبودن امام، غیاب و ظهور امام در این جواب شما چه اثری دارد؟ مثلا در زمان حضور ائمه آیا مؤمنین احتجاج و استدلال و تقویت عقلانیت نداشته اند؟

    رابعا تأمل بیشتری بفرمایید اگر وظیفه ی دیگری با توجه به فرض سوال بنده برای خودتان قائل می شوید بفرمایید.

    ممنونم.
  • عارف ـــــ
  • اول: من الان هم در حال ادای نماز روزه هام هستم :)) دلیلی هم که دارم اینه که خب حضرت میاد و هرچه ضرفیتت بیشتر باشه بیشتر استفاده میکنی بعدشم خیلی زشته آقا بیاد و تو هنوز دین به گردنت باشه 

    دوم: من رشته ام فلسفه اسلامیه و یه امیدهایی به استفاده ازش دارم حتی بعد از ظهور، اما اینکه رشته های دیگه به چه دردی میخوره باید بگم این ما نیستیم که تعیین میکنیم چی بدرد میخوره چی نه در ثانی اتفاقا اون رشته ای که فرمودی خیلی هم بدرد خواهد خورد و من فکر میکنم از جمله رشته هایی که مردود و مترود میشن رشته هایی شبیه وکالت و این هاست که البته این نکته رو هم بگم که منظور من از درس خوندن، صرفا درس خوندن آکادمیک و گرفتن مدرک نبود، باید علمم رو بالا ببرم و علم به دانشگاه رفتن نیست من باید صدها کتاب نخونده رو تموم کنم (مثلا حتما باید یک دور تفسیر المیزان رو بخونم یا یک دور شرح نهج البلاغه علامه جعفری رو)

    سوم: کار فرهنگی میکنم چون وظیفه الان اینه من اگه ازدواج کنم وظیفه ام تغییر میکنه اگه پسر باشم باید جهاد و وظیفه ام فرق میکنه اما الان بخاطر رشته ای که درس خوندم و استعدادهام بهترین و مهمترین کار و وظیفه همین کار فرهنگیه (من میگم عمل به وظیفه حالا این وظیفه بنا به شرایط تغببر میکنه، مهم اینه که تمام وجودم رو برای وظیفه میذارم)

    چهارم: من صحبت ریشه عمل نمیکنم صرفا این مساله این نتیجه رو در پی خواهد داشت

    پنجم: اهل و نااهل بودن همسر تاثیر چندانی نداره چون بالاخره آقا میاد و مسابل خودبخود حل میشه (یعنی این آدم نااهل یا درست میشه یا میشینه سر جاش و بچه ها هم عاقبتشون خیلی به این چیزا بستگی نداره چون امامشون رو میبینن و فضای جامعه سالمه حالا به پدر درب داعون خیلی نمیتونه خرابشون کنه در ثانی کسی که در اون شرایط عالی خراب بشه خب لابد لیاقت نداشته) درهر حال این دلیل شما به هیچ وجه مانع فرزند آوری نیست، به هیچ وجه بچه روزی خودش رو با خودش میاره، این حرص زدن های بیجا ناشی از ضعف توکل و ایمانه 
    پاسخ:
    ببخشید که دارم دیر جواب می دم، دیروز نشد.

    اول: عاورین :)) جواب ظرفیت به نظرم جواب خیلی خوبیه. ضمن اینکه من دلیل دیگه ای هم برای این جور چیز ها توی ذهنم هست که حالا ان شاءالله آخر سر می گم. اون هم بی ربط به ظرفیت نیست ولی در کل متفاوته.

    دوم: بله چیزهایی مثل فلسفه و ریاضی و ... که حتی اگر نشه ازش استفاده ای کرد، دست کم اینه که قدرت تحلیل و تعقل آدم رو بالا می بره و همین اثرش فوق العاده است در همون شایسته سالاری که فرمودین. درمورد سایر رشته ها بنده به دلیل اینکه خودم فلسفه علمی ام، کمی بدبین هستم... درمورد منظور خودتون هم درمورد درس که می گید مطالعات دیگه، در جواب اولتون واضح نبود. الآن که می فرمایید باید بگم عاورین :))

    سوم: فهمیدم فکر کنم منظورت رو. البته این وظیفه ای که می گی، اگر ربط به فرهنگ و شعور ناس داشته باشه، حتی اگه جهاد باشه باز میشه کار فرهنگی. به قول شما در هر شرایطی هم تعریفی داره. مثلا به قول شما برای یک خانم بعد از ازدواج اولویت با تربیت صحیح فرزندانشه، که این خودش مصداق کار فرهنگیه، اگر چه که با کمی تلاش بیشتر میشه برای فرهنگ سایر ناس هم تلاش کرد، حتی با فرزند.

    چهارم: راستش الآن یادم نمیاد که چی تو ذهنم بود که اون گیر رو دادم به جمله ات! :))

    پنجم: نمیدونم راستش من خیلی سر این مسأله گیر فلسفی دارم. خودم ترجیح می دم بچه نداشته باشم اما بچه ام نااهل و دشمن خدا پیغمبر نشه...با اینکه واقعا عاشق بچه ام و اگر ازدواج کنم خودم همین تمرکز رو خواهم داشت ان شاءالله. فقط نفهمیدم که فرض زمان نزدیک هم در جواب شما اثری داشت یا اینکه اگر می دونستی حالا حالاها امام نمیان، باز هم همین نظر رو داشتی؟ دلیلش رو هم نگفتی.

    این ششم که نوشتم چی بوده نمی دونم! :))
    سلام
    بنده با فرض شما مشکل دارم... مثلا ده سال...
    برای شخص من اگر امام زمان همین فردا تشریف بیارن یا 5 قرن دیگه، هیچ فرقی در فعالیتهای من نداره...
    چون من تشخیص نمیدم برای ظهورشون چکار باید بکنم... خودشون تشخیص میدن و دستور هم میدن...

    شیعه تکلیف محور هست... الان توسط نائب امام تکلیف ما رو روشن میکنن هر وقت هم که حضرت تشریف آوردن خودشون مستقیما دستور میدن...
    برای مثال دستور جهاد علمی رهبر و بقیه ی دستورات اجتماعی و سیاسی آقا تکلیف فعلی ما هست برای جامعه اسلامی...
    برای من هیچ فرقی نمیکنه... امام 5 دقیقه دیگه بیاد یا 5 قرن دیگه... در زمان غیبتشون تکلیف من تبعیت بی چون چرا از نائبشون و اولیا الله هست در زمان تشریف فرمایی شون هم هر چی خودشون فرمودن...
    اگر مصداق فعالیتهام رو هم میخواید بدونید همون فرامین مقام معظم رهبری هست... فرزند آوری ، جهاد علمی و .... برای خودسازی خودم هم تابع اولیای الهی ای هستم که در بین ما حی و حاضر هستن...
    ما تابعیم... سرخود تصمیم نمیگیریم که مثلا اگر فلان سال دیگه آقا بیاد چکار میکنیم...


    پاسخ:
    سلام علیکم و رحمة الله.

    ابتدا بنده عذرخواهی کنم بابت دیر پاسخ دادن به نظر ارزشمندتون. متاسفانه دیروز نشد بشینم پاش. بع هم میرم سر اصل مطلب:

    تکلیف محوری شیعه رو قبول دارم کاملا. و این رو هم که ما باید گوشمون به دهان مبارک و متبرک حضرت آقا باشه قبول دارم.

    1. این ها باید هاست و نه هست ها. بنده از باید ها سوال نکردم. از اینکه مخاطبین چطور فکر می کنند سوال کردم.

    2. حضرت آقا وظایف کلی رو تبیین می کنند، اما جزئی کردن و عملی کردنش در هر شرایط و بسته به هر فردی فرق داره و این به عهده ی خود افراده. ایشون نمی تونن بیان جزئی همه چیز رو بیان کنن. مثلا آقا می گن کار فرهنگی؛ یه کسی در ساختمانی که نشسته این کار رو درمورد همسایه هاش انجام می ده، یه کسی می تونه در دانشگاه این کار رو انجام می ده، یه کسی میره اونقدر خودش رو تقویت می کنه که سرمایه و عمرش رو میذاره برای مثلا فرهنگ سازی در یک کشور اسلامی یا غیر اسلامی دیگه. یه کسی هم مث من می خواد همه کار بکنه اما نمی کنه! :))

    3. فرض من به دو دلیل مطرح شد: اول اینکه بدونم انگیزه ی آدم های دیگه چطوره؟ مثلا یکی مث من با چنین فرضی هول می شه و یهو یادش میفته وااااااای چقدر کار دارم، باید بارم رو ببندم قبلش، یکی مثل شما می گه برای من فرقی نمی کنه چون همین الآن هم دارم وظایفم رو انجام می دم، یکی هم ممکنه بگه من اگه بفهمم اینجوریه استراحت می کنم چون خیالم راحت میشه آقا میاد! دوم اینکه با فرض اینکه آقا ده سال دیگه تشریف بیارن، بالاخره در جزئی کردن وظایف که در شماره ی 2 مطرح کردم، ممکنه اثراتی ایجاد بشه. مثلا ممکنه بگیم کار بلند مدت صد ساله و دویست ساله رو باید کنار گذاشت و چشم اندازمون رو باید ده ساله کنیم.

    4. به جد عرض می کنم که خوش به سعادتتون اگر تکلیف محور هستید.

    ممنونم بابت شرکت در بحث.
  • آب‌گینه موسوی
  • بله. واجب است ولی براى من که اسیرِ تخلّفاتم هستم، خوسازی ضروری تر است و از حضورِ امامِ معصوم شرمنده می شوم... 
    حتماً همه ی جنبه های دین را در نظر داشتم.
    پاسخ:
    آب‌گینه جانم ممنون میشم ازت اگر طبق یک و دو و سه جوا بنده بگی جوابت رو. واضح نبود صحبتت برام عزیزم.
    البته اگر حوصله ات نمی کشه نمی خواد. هر وقت دوست داشتی :))
    سلام.
    من با خیال راحت استراحت می کنم :)
    بعید می دونم تغییر زیادی تو زندگیم به وجود بیارم، من همین حالا هم با این تصور دارم زندگی می کنم که ممکن هست همین فردا امام ظهور کنند!
    ولی استراحت رو شوخی نگیر! قطعا بعد از دانستن زمان ظهور که همین نزدیکی ها خواهد بود آرام تر و آسوده خیال تر خواهم بود و خیلی از نگرانی های فعلی رو نخواهم داشت.
    پاسخ:
    سلام.

    شوکه شدم از جوابت. غیر منتظره بود :))

    دقیقا برعکس من.

    غبطه می خورم به دوستانی که با این فرض که امام ممکنه همین فردا بیان زندگی می کنن...

    البته فکر کنم در نهایت منظورت از استراحت، ذهنی و روحی بود، نه اینکه دست از کار بکشی.

    مرسی نیلوفرم بابت نظر خوبت... حالم رو خوب کرد :)
    خود سازی میکنم
    مطالعه بیشتر
    کار رزمی و نظامی رو یاد میگیرم
    بقیه رو هم اگر شد به این سمت میکشم .

    البته اگر تنبلی نکنم در این کارها خوب میشه و همین طور این کارها رو باید همین الان هم انجام داد .
    پاسخ:
    کار رزمی برام جالب بود. به عنوان یه خانم برام محل تفکر نبود از این باب. این ییکی از فرق های اساسی ای بود که نظر یه آقا با نظر یه خانم داره.

    فقط یک سوال: یعنی شما اولویتتون کار فردیه، بعد اگر شد اجتماعی؟ یا معتقد به کار موازی هستید؟
    آدم پایه ای باشه کار موازی هم انجام میدیم 

    راستی زبان های خارجیم رو هم شاید قوی کنم .

    شاید کار بیشتر تا پس اندازی داشته باشم برای اون روزا 
    پاسخ:
    آدم پایه رو نفهمیدم.

    زبان خارجی نکته ی جالبی بود.

    ممنون
    سلام
    به نظر من هم برای آمادگی، فرض زمان ظهور نباید مهم باشه.

    من فکر می کنم خودسازی مهمترین کار هست. آدم وقتی خودش رو درست کنه، رو اطرافیان هم اثرمی ذاره ، هرچی خلوصش بیشتر باشه اثرگذاری مثبتش هم بیشترمی شه. ببین امام خمینی رو، چقدر رو خودش کار کرد، به چه درجه ای از اخلاص و عرفان رسید و بعد اونطور تونست تاثیرگذار باشه.
    ضمن این که آدم اگه شیشه خرده داشته باشه هیچ تضمینی نیست که امام هم اومد بتونه بشناسدش، تاییدش کنه، و ازش اطاعت کنه.
    من نظرم اینه. به نظرم این که چی بریم یاد بگیریم یا یادنگیریم رو نمی شه درباره ش حرفی زد.
    پاسخ:
    سلام زهرا جان. عذر می خوام که دارم دیر جواب میدم.

    خودسازی مطمئنا و یقینا لازمه است برای اصلاح، اما کافی نیست. امام خمینی هم اگر مثل خیلی از علمای هم عصر، در مسائل سیاسی داخل نمی شدن و فقط در حد حجره ی خودشون می موندن، نمی تونستن حتی یک صدم این اثر رو روی جامعه و جهان بگذارند.

    این نکته ات به نظرم نکته ی بسیار خوبی بود:
    آدم اگه شیشه خرده داشته باشه هیچ تضمینی نیست که امام هم اومد بتونه بشناسدش، تاییدش کنه، و ازش اطاعت کنه.

    در همین مورد خودم می خواستم نکته ای رو مراحل بعدی بحث ارائه بکنم که ببینیم حالا چی میشه.

    اما در مورد یادگیری، به هر حال علم دین داشتن یا مهارت هایی که برای جامعه ی اسلامی لازمه، می تونه به پیشرفت دین کمک کنه و زمینه رو آماده تر بکنه برای ظهور. بسته به موضوع و نیت و طرز استفاده ی شخص.

    اما در مورد نکته ی اول: بله من خودم هم فکر می کنم در حالت ایده آل باید همه فکر کنند که اگر امام زمان امروز تشریف بیارند من باید چطور باشم. اما یک وقت هست من نگاه می کنم به حال و روز خودم، می بینم صفرم! خب حالا می خوام برنامه ریزی بکنم برای آمادگی برای ظهور. مطمئنا یک شبه نمی تونم به آمادگی لازم برسم. این وقت گذاشتن یه جورایی روی انگیزه ی آدم اثر می گذاره، ضمن این که بخصوص یک سری فعالیت های اجتماعی، اگر من براش چشم انداز زمانی نداشته باشم، نمی تونم درست برنامه ریزی کنم که چطور فلان وظیفه ام رو درست انجام بدم.
    سلام
    مخاطب های شما هم همه دارن از بایدها میگن...
    ضمن اینکه وقتی شما میپرسید برای ده سال آینده چه برنامه ای دارید یعنی میخواید از بایدهای ذهنشون بپرسید... والا اگر میخواستید از هستها بدونید میپرسیدید چه کاری انجام دادید یا در حال انجام چه کاری هستید...
    و البته وقتی من از تکلیف محوری حرف زدم دارم از هستهای زندگی خودم میگم.. تکلیف محوری من از اون جهت که در حد توانم تحقق پیدا کرد میشه هست ها... و از اون جهت که نقصانی در اجرا و عمل از سوی من بوده و باید تکمیل بشه... میشه باید ها...
    ضمن اینکه من اطلاعی از تحصیلات شما ندارم اما خوبه روی این جمله فکر کنید:
    هست ها ، بایدهای تکوینی هستند... و البته این منافاتی با اختیار انسان نداره ...



    پاسخ:
    علیکم السلام و رحمة الله.

    عذرخواهی مجدد بابت تأخیر در پاسخگویی. منتظر فرصت مناسبی بودم که پشت سیسم بنشینم و روی نظرات دوستان تأمل کنم و اگر چیزی به ذهنم رسید عرض کنم.

    بایدهای ذهنی دقیقا کلمه ای بود که به نظر بنده هم رسید... به نظرم این باید های ذهنی به نوعی هست به حساب میاد، چون محدود شده به طرز فکر یک شخص، اگرچه مقتبس از قوانینی باشه... اگر بخوام واضحتر بگم، مخاطب وقتی میاد نظر می گذاره نمی گه اسلام نظرش اینه و الا و لابد باید همه همین باشند. جون من هم چنین سوالی نکردم. مخاطب از اونچه به نظرش درست میاد می نویسه. ممکنه این نظر در طول بحث تغییراتی بکنه و تکامل پیدا بکنه. و این نشون دهنده ی غیر قطعی بودن نظره.

    تکلیف محوری از نظر بنده بیشتر با باید ها سر و کار داره، اگر ما وسعمون رو به وسع الهی گره بزنیم. هرچه ما وسعمون رو جداتر ببینیم از وسع الهی، این جنبه ی توجه به هست ها بیشتر میشه. البته نمی گم مطلقا نباید به هست ها نگاه کرد، ولی متاسفانه اونچه نگاه رایجه، خیلییییییی کمتر از اونچه خداوند وعده ی نصرت داده در نظر گرفته میشه...خیلیییییی کمترررررر...

    البته در این جا فکر می کنم بحث بر سر این مطالب مطرح شده، جا نداشته باشه. شاید در آبنده بحثی درمورد وسع و تکلیف راه انداخته بشه.

    باز هم ممنونم بابت زحمتی که کشیدین.
  • رزمنده ..
  • سلام مومن. جزاکم الله خیرا

    عرض کنم که رفقا می دونند دو زاری ما خیلی کجه(لبخند) واسه همین منظور شما را متوجه نمیشم...

    بنده کلیات را عرض کردم خدمتتون و جزییات کار دیگه بر می گرده به اینکه شما دارید چه کاری انجام میدید؟!
    همونطور که قبلا گفتن حضرت آقا فرمودند هر کاری می کنی همون را درست انجام بده...

    یه صحبتی هم دارند که در جواب یه بنده خداییه که سوال پرسیده کا اجرایی الان انجام بدیم یا کار فرهنگی؟!
    پیشنهاد می کنم پاسخ آقا را بخونید حتما...

    اینکه می فرمایید خودت چی کار می کنی فرق داره با اینکه خودت را جای دیگری هم بذار و جواب بده..

    بالاخره ما کدومشیم؟(لبخند)

    بنده کلیات را عرض کردم...این بابت همین که جای دیگری هم باشیم...و اما جزییات دیگه بر می گرده به کارهایی که هر کس داره انجام میده..

    دیگه تلاشمو کردن مختصر و منظم بنویسم...اگه نشد ببخشید(لبخند)

    عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
    یاعلی
    پاسخ:
    علیکم السلام و رحمة الله.

    عذر خواهی بابت تأخیر زیاد.

    ممنون بابت توضیحات تکمیلی. :)

    التماس دعا
    یا علی

  • آب‌گینه موسوی
  • عزیزجانم، متوجّهِ یک دو سه‌ نشدم. جمله‌ات اشکالِ تایپی دارد، به گمانم. 

    عرض کردم که اوّل باید بروم سراغِ خودم و خودسازی. مثلاً باید در زمینۀ احکام و فقه و تاریخ اسلام، مطالعاتِ بیشتری داشته باشم. قدری بیشتر تقوا بورزم. :) قدری کمتر گناه مرتکب شوم. :((

    و خب میدانم که همۀ اینها الان هم باید باشند و بدیهی‌ست ولی خب کسی چون من تنبل و اسیرِ دنیا تا ترس و خجالت انگیزه‌اش نباشد، کاری صورت نمی‌دهد... 

    در زمینۀ اجتماعی هم به نظرم شاید بتوانم قدری روی دانش‌آموزان نفوز داشته باشم. از مولا بگویم و چه بکنیم و نکنیم که البتّه خود بدان محتاج‌ترم...

    پاسخ:
    عرض کردم اگر میشه طبق اون چیزی که در جواب کامنت اولت نوشتم، که سه مورد بود، پاسخ بده که بحث روانتر بشه.

    اما جوابی که الآن دادی:

    جواب قسمت اول سوال بنده در جواب کامنت اول شما پس ظاهرا «انگیزه ی قوی تره.»

    جواب قسمت دوم داده نشد.

    جواب قسمت سوم رو هم که گفتی: «شاید بتوانم قدری روی دانش‌آموزان نفوز داشته باشم. از مولا بگویم و چه بکنیم و نکنیم ». البته خواهر جان فکر می کنم هرکدوم از ماها وسع بیشتری داریم. منتها خودمون و منبع این وسع رو که خدا باشه دست کم می گیریم.
    با سلام
    باید کاری کرد که تا قبل از ظهور آقای مهربان هیچ گونه حق الناسی به گردن  نداشته باشیم چون آقای مهربانمان اولین چیزی که می خواهند همین است////
    یا حق
    پاسخ:
    سلام علیکم.

    بخشی از حق الناس، حق هدایت و امر به معروف و نهی از منکر است.

    بنده در جایی چیزی در این باب ندیده ام که اولین چیزی که حضرت می خواهند حق الناس باشد. اگر منبعی روایتی چیزی دارید بفرمایید. اگرنه تشکر بابت ارسال نظر.

    یا علی
    سلام
    حقیر قبلا در این مورد به این شکل فکر کرده ام:
    http://rahvabirah.blog.ir/post/%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B9-%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85-3
    پاسخ:
    علیکم السلام و رحمة الله.

    نظر شریفتان اطاعت از فرامین حضرت آقا بود...

    ممنونم.
    سلام مجدد

    معارف اهل بیت علیهم السلام سرشار از عقلانیت است و البته جنبه های عقلایی آن خوب بررسی نشده است. باب اول اصول کافی یعنی عقل و جهل بسیار عجیب است درباره عقل. متاسفانه خود بچه مذهبی ها و نیز غیر مذهبی ها به شدت در مورد جهان،‌ زندگی شخصی و ... دچار حماقت های بسیار هستند. لادین لمن لا عقل له، یا ما ادی العبد فرائض الله حتی عقل عنه و ... بسیار عجیب است.
    یکی از قدم ها به عنوان یک طلبه و دانشجو و ... نشان دادن عقلانی بودن دین و نشان دادن حکمت برخی احکام وحی است.

    هنگام ظهور می فرماید حضرت دست بر سر مردم می گذارد و عقول کامل می شود اما به نظرم آن زمان نیز ترویج دین، با ترویج عقلانیت دینی پیوند دارد. اگر آن روز باشیم ان شاء الله هم به نظرم می رسد باید همین کار را انجام دهیم. البته آن روز باید چشم به امر حضرت داشت ...

    رسالت های دیگر:
    اینکه خانواده انسان بتوانند نمونه ای از خانواده مطلوب در نگاه مردم شوند و دین و عقلانیت از همین راه ترویج شود.

    به نظرم بقیه کارها زیر شاخه های این مسئله است. حتی محبت و عشق به خداوند نیز در پی  عقل است به نظر حقیر ...
    پاسخ:
    علیکم السلام.

    ممنون بابت توضیحات تکمیلی تون.
  • میثم علی زلفی
  • سلام
    بنده فکر می کنم اگر علتِ به غیبت رفتن امام را بدانیم روش بازگرداندن امام را بهتر درک می کنیم.
    به نظر بنده یکی از علل اصلی یا شاید مهمترین دلیل اینکه امام به غیبت رفته است این است که شیعیان نمی توانستند از امام خودشان محافظت کنند. و لذا خداوند این آخرین ذخیره را تا زمانی که ما نتوانیم از او حفاظت کنیم بر نمی گرداند.
    وقتی ما نمی توانیم از شیعیان محافظت کنیم هنوز قدرتمند نشده ایم. اما
    وقتی قدرتی مثل آمریکا می گوید بشار اسد باید برود اما ما می گوییم باید بماند و می ماند
    وقتی صهیونیسم ها به حماس حمله می کنند و از آنها تو دهنی می خورند.
    وقتی صهیونیسم ها به حزب الله حمله می کنند و از آنها تو دهنی می خورند.
    وقتی آمریکا به عراق حمله می کند و مجبور به ترک انجا می شود
    وقتی داعش به عراق حمله می کند و با فتوای یک مرجع به اهداف شومشان نمی رسند.
    وقتی یمن در آینده کابوسی شد برای عربستان خبیث
    آنگاه می فهمم که شاید بتوانیم از اماممان حفاظت کنیم.
    ولذا اگر قرار باشد ده سال دیگر امامم بیاید هر کاری که باعث شود بهتر بتوانم از او حفاظت کنم را انجام می دهم. می خواهد نظامی باشد یا اقتصادی یا معنوی از تقویت خودم یا دیگران. داخلی باشد یا خارجی
    پاسخ:
    نگاه جالبی بود...
    ممنونم.

    اگر بدانید امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف،

    در زمانی نزدیک، مثلا ده سال دیگر،

    ظهور می کنند،

    چه کارهایی می کنید؟

    چرا؟


    ـــــــــــــ
    خیلی خوشحال میشم. کارم این میشه که خوشحالی می کنم. به خودم می رسم تا رسیدن اون موقع، مریض نشم و زودتر از ده سال نمیرم. کارها رو دیگران می کنن! من فقط خوشحال می مونم که اون دوره ی نورانی رو درک کنم. با اینکه خدا فرموده دنیا، جای زندگی نیست و اخرت جای زندگیه، ولی توی دنیا اگه یه مقطع خاص به زندگی کردن بمونه همون عصر آقاس.


    پاسخ:
    چه وشحال! :)
    ولی ممکنه باقی آدم ها هم کار ها رو نکنن و ظهور به تعویق بیفته!
    به هرحال زمان ظهور تقدیری است که یکی از عواملش اعمال بشره.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی