رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

همه عمر بر ندارم، سر از این خمار مستی ..... که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

همه عمر بر ندارم، سر از این خمار مستی ..... که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

درباره ی وبلاگ
رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

ترس دارم که به وقت عافیت، فقرم را نبینم...
خدایا!
هرچه گرفتی، بگیر، اما ایمانم را نه...

بیچاره ندانست که یارش سفری بود...

چهارشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۴، ۰۶:۰۶ ب.ظ

امروز سالروز شهادت شهید سید محمدحسین علم الهدی و یارانش بود...

یارانی که به سید جوان، به چشم امامشان و پیر راهشان می نگریستند...

کسانی که مظلومانه اما شجاعانه در محاصره ی دشمن مقاومت کردند و تا آخر تسلیم نشدند...

آخر هم که می گویم یعنی درست آخر آخر روضه های کربلا که اسب می دوانند بر پیکرها و در اینجا تانک می رانند بر پیکرها...

یادشان زنده و خاطرشان عزیز...

 

یادمان هویزه

 

دل نوشت: بعضی جاها و بعضی آدم ها، دل آدم را به خودشان گره می زنند، طوری که آدم اگر فرسنگ ها و سال ها از آن ها فاصله بگیرد، باز وقتی یادشان می افتد انگار ضربان قلبش تغییر می کند و دلش پر می کشد... یک هو می بینی دارد لبخند می زند، انگار که همان جا و یا در محضر همان آدم دوست داشتنی است... هویزه برای من چنین سرزمینی است... یک تکه از بهشت که همیشه حسرت آرامشش را دارم...

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۹۴/۱۰/۱۶
  • ۲۰۱ نمایش
  • سر به هوا!

نظرات (۱)

  • چشم به راهم ...
  • چه جاییه اینجا...
    پاسخ:
    تکه ای از بهشت است اینجا...