رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

همه عمر بر ندارم، سر از این خمار مستی ..... که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

همه عمر بر ندارم، سر از این خمار مستی ..... که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

درباره ی وبلاگ
رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

ترس دارم که به وقت عافیت، فقرم را نبینم...
خدایا!
هرچه گرفتی، بگیر، اما ایمانم را نه...

گل آقا

چهارشنبه, ۹ تیر ۱۳۹۵، ۱۱:۵۶ ب.ظ

پدر و مادرم در حال بازسازی منزل اصلی مون هستن که بریم توش بشینیم...

کارگری که داره اونجا کار می کنه، یه جوون سنی افغانیه، به نام «گل» آقا، که توی افغانستان نامزد داره و چون پول لازم داشته و ویزای ایران هم گویا 4 میلیون بوده و نمی تونسته بده، قاچاقی اومده ایران برای کار.

توی راه که داشتن از کوه و کمر میومدن، راهزن بهشون می زنه و راهنماشون رو انقدر کتک می زنن که می میره... این ها رو هم اونقدر گرسنگی و تشنگی و عذاب میدن که مجبور بشن تماس بگیرن خانواده هاشون براشون پول بیارن. خلاصه اینکه بعد چند روز که رو به موت بودن برادرش براشون با بدبختی 4 میلیون پول جور می کنه و میده به راهزن ها تا ولشون کنن...

این بنده ی خدا در حال حاضر با زبان روزه صبح تا شب کار می کنه که روزی 60-50 تومن گیر بیاره. در حالی که حتی نمی تونه سحر و افطار درست حسابی بخوره... در این حد که به پدر من گفته بوده اگر میشه برای من از محل خودتون(م امام حسین ع) جگر مرغ بخرید، چون اینجا گرونه همه چی... جگر مرغی که ما ها حالمون از خوردنش به هم می خوره، میشه غذای کارگری که قراره صبح تا شب با زبان روزه کار کنه...

دیروز که رفته بودم با پدر و مادرم اونجا، وقتی گونی های سنگین نخاله رو از طبقه ی بالا می آورد پایین، موقع بالا رفتن می دیدم تلو تلو خوران بالا میره... :(

شما حساب کنید که چقدر باید کار کنه که فقط بدهی برادرشو بده... تا بعدش بتونه برای خودش جمع کنه تا بتونه بره افغانستان ازدواج کنه...

از دیروز تا حالا که اینا رو شنیدم دلم براش کبابه...

والا ما هنری نمی کنیم روزه می گیریم زیر کولر... بخصوص از نوعی که زیادم بخوابیم...

 

+ اینه تلاش یک مرد واقعی برای ازدواج... بعد جوونای ما لنگ میندازن رو لنگ میگن کار نیست نمی تونیم ازدواج کنیم...

++ الهی من بمیرم برای نامزدش که چقدر باید صبر کنه تا گل آقا بتونه با دست پر برگرده و ببردش خونه ی بخت...

  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • ۹۵/۰۴/۰۹
  • ۱۷۸ نمایش
  • سر به هوا!

نظرات (۱۴)

  • تبارک منصوری
  • :(
    پاسخ:
    :'(
  • میثم علی زلفی
  • واقعا تاسف کمترین کاری است که می توان انجام داد
    پاسخ:
    دلم میخواست می تونستم بهش کمک کنم...
    اما بعیده بتونم...
    ضمن اینکه چنین مردی بزرگتر از اونه که بشه به این راحتی بهش کمک بی عوض کرد...

    واقعا در مقابل انسانیتش کم آوردم...
    چی بگم ...
    چی میشه گفت آخه ...
    پاسخ:
    :|
  • الـ ه ـام عـظـیـمـی
  • آخخخخخ........................

    پاسخ:
    :((
    واقعا بنده های خاص خدا بین مردم عادی پنهان شده اند!
    خداروشکر که هر از گاهی آدم با همچین افرادی مواجه می شه تا دین داری خودش رو چیزی به حساب نیاره...
    ان شاءالله که خدا کمکش کنه،  من که دلم بیشتر برای خود گل آقا سوخت تا نامزدش :/
    پاسخ:
    اولیائی تحت قبائی...

    خداروشکر...

    آره واقعا من خودمم بیشتر دلم برای خودش سوخت... اما خب مطمئنا نامزدش هم شرایط خوبی نداره...
    انتظار خیلی سخته... خیلییییییییی سخت...
  • آب‌گینه موسوی
  • پی‌نوشت‌ها...
    پاسخ:
    ...
  • آب‌گینه موسوی
  • با آن که از سنّی به‌شدّت بدم می‌آید با این احوالی که گفتی، جای تو بودم، گاهی چیزکی می‌پختم برایش.
    پاسخ:
    آب گینه جان با یک چشم نمیشه همه ی اهل تسنن رو نگاه کرد. آنچه مسلمه اینه که طبق فرموده ی امام علماشون حجت برشان تمامه... اما اشخاص معمولی واقعا حجت برشون تمام نیست و حتی گاهی سوالی براشون پیش نمیاد که بخوان دنبالش برن... به هرحال وظیفه ی ما مطابق نظر حضرت آقا، تکریم برادران اهل تسننمون هست، اگرچه در دل با افکارشون مشکل داریم...

    مسیر خیلییییی دوره و این کار برای من خیلی دشوار... مادرم هروقت بتونه براش چیزهایی می فرسته...
  • آب‌گینه موسوی
  • عزیزم! مستضعفانِ فکری را بله، قبول دارم ولی خب در بودن و یا نبودنِ این استضعاف خیلی در تردیدم. در این زمانه و این همه نشانه و زندگی در کشورِ شیعه و... درضمن، جهل و ندانستن هم چیزی را توجیه نمی‌کند. نمی‌تواند بگوید نمی‌دانستم... بحث مفصّل است...
    من در تقیّه و حفظِ ظاهر حرفی ندارم ولی تکریم را قبول ندارم. مقلّدِ رهبری هم نیستم.
    پاسخ:
    من نمیتونم اینقدر راحت قضاوت کنم واقعا...

    خدا رو شاکرم در خانواده ی شیعه به دنیا اومدم و شیعه ماندم...
    اما نمیدونم، واقعا نمی دونم اگر این نعمت رو خدا بهم عنایت نمی کرد، الان در چه حالی بودم؟

    البته تقریبا جوابش رو میدونم، اون هم این که شیعه نبودم الان و از این نعمت محروم بودم...

    بنابراین اینقدر راحت نمی تونم بگم مستضعف فکری الان خیلی کمه. نه به نظر من واقعا زیاده.

    اطلاعات زیاد شاید باشه، اما تعقل نصیب هر کسی نمیشه...
  • آب‌گینه موسوی
  • البتّه که قضاوتِ بی‌مورد وارد نیست و حقّ النّاس است و من هم حالا نگفتم که این گُل آقای شما فلان. :)
    خب می‌گویم که بحث طولانی‌ست. برای شما هرگز چنین احتمالی نمی‌رود. گِلِ شما بسی متفاوت است... :*
    پاسخ:
    گل آقای ما!؟!!!!! :)))))))))
    نمونه های گل آقا زیادند... خیلییی زیاد...
    کسانی که تعقل نصیبشون بشه کمه...

    آبگینه جان من سنی سید هم شنیدم!!! به جان تو! :[]

    بعدم حالا مثال خودمو زدم، بحث رو خود شخصیم نبود، کلی گفتم...

    اگرچه گل هم از اون نعماتیه که قدرش دونسته نمیشه و به ملزماتش عمل نمیشه...
    هعییییی...
  • آب‌گینه موسوی
  • بعله! بنده هم از نزدیک دیدم! خونِ معصوم دارد و حبِّ عمر و عثمان و ابوبکر... :((
    اللّهمّ العن اوّل ظالم...
    پاسخ:
    :((
  • آب‌گینه موسوی
  • این بحثِ گِل فقط مخصوصِ سادات نیست. از تفاوتِ گِلِ شیعه با غیر گفتم...
    الحمدللّه...
    پاسخ:
    این قسمت هایی که وارد جبر و اختیار میشه برام جا افتاده نیست...
    ضمن اینکه باید حواسمون باشه باعث نشه بگیم پس سنی جماعت شیعه بشو نیستن، ولشون کنیم...
    نه شاید خیلی هاشون با تلاش ما شیعه بشن...
  • آب‌گینه موسوی
  • بله. 
    پاسخ:
    :)
  • پرستوی مهاجر
  • سلام
    بله دم ایشون گرم واقعا
    اگه بخواهیم دلمون بسوزه برای همه بسوزه
    برای اون چند تا زنی که در همین تهران شما طرفای ورامین فک کنم اونشب نشون میداد که کارشون راست کردن میخ های کج شده بود برای یک کارگاه فرش که بهه ازای هر یک کیلو 1000 تومن میداد بهشون
    ینی نهایتا میشد ماهی 50 تومن البته حساب کنید چکش با دستهای اینها چه کرده بود
    بعد عده ای در این مملکت چه پولهایی رو میگیرن و هیشکی هم نمیگه بالا چشتون ابرو


    پاسخ:
    علیکم السلام...

    :(((
    بر همون لعنت که آیین جفا، بنیان نهاد
    سقیفه، فقط ظلم به شیعه نبود. ظلم به بشریت و بلکه هستی بود...
    اللهم عجل لولیک الفرج فی اختتام شهرک المبارک 
    پاسخ:
    من رجیح می دهم شبیه زیارت عاشورا کلی لعن کنم:

    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک...

    اللهم عجل الفرج...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی