رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

همه عمر بر ندارم، سر از این خمار مستی ..... که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

همه عمر بر ندارم، سر از این خمار مستی ..... که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

درباره ی وبلاگ
رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

ترس دارم که به وقت عافیت، فقرم را نبینم...
خدایا!
هرچه گرفتی، بگیر، اما ایمانم را نه...

گی گی لی گی گیل، عروسی!

سه شنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۲۵ ق.ظ

+

چند روز دیگه عروسی یکی از دوستامه...

دوستی که همسرش، سابقه ی حدود 12 سال زندگی مشترک داشته، و حالا یکی دو سال یعد از متارکه، داره با دوست من که مجرد بوده ازدواج می کنه...

و ان یحتمل که خانواده ی دوستم با این مساله مشکل داشتن، تا حدودی هم خبر دارم،  اما خب بالاخره ایستادگی جواب داده که دارن ازدواج می کنن...

ممکن هم هست تا آحر عمر دل خانواده ی عروس چرکین باشه از داماد( در بدترین حالت ممکن که داماد نتونه شخصیت خودشو اثبات کنه)، اما خب دوست من در یک تحلیل ساده به این می رسه که بهتره از ماندن و منتظر شخص کاملا متناسب بودن، شخصی که اگر می خواست تا حالا بیاد، تو این همه سال صد بار اومده بود!!!

مطمئنا اما اگر قضیه عکس بود، این تحلیل ساده کفاف نمی داد! چون این گزینه رو پیش رو داشتن که: «خب میریم میگردیم متناسب ترشو پیدا می‌کنیم! مگه دختر قحطه؟ والاع!!!»

++

در عراق، یکی از سوال هایی که دو سه بار در رابطه گرفتن با میزبان های مبیت ها مواجه شدم، این بود که: «مُزَوَّجة؟»، که من در جواب باید میگفتم: «لا، غیر مزوجة»

بعد با تعجب تمااااام می پرسیدن عاخه چرااااااا؟! (البته به عربی!) که من در جواب باید یک تحلیل اجتماعی ارائه می دادم که متأسفانه در ایران سن ازدواج بالاست، و حتی بعضی ها بالای سی سال ازدواج میکنن... دیگه نگفتم بعضی ها اصلا ازدواج نمیکنن!!! خیلی ضایع بود دیگه... فک کنم اینو می شنیدن از خونه شون بیرونمون می کردن... :/

  • موافقین ۳ مخالفین ۰
  • ۹۵/۰۹/۱۶
  • ۱۶۸ نمایش
  • سر به هوا!

نظرات (۱۰)

  • آب‌گینه موسوی
  • خدا را شُکر!

    خوشبخت باشند، الهی!

    داد از این نگاه‌های مزخرفِ عرف و سنّت...

     

    خوش به حالت بابتِ تکلّمِ عربی!

    پاسخ:
    ان شاءلله...
    دااااااد... داااااد... داااااد...
    اماااااااااااااااااان... اماااااااااااان... اماااااااااااااان...

    کاش بتونم تکمیلش کنم...
    مزوجه که نمیگفتن دوستم
    میپرسیدن:زوجه؟؟
    :))
    پاسخ:
    چرا، منتها م اولش کامل تلفظ نمی شه...
    مزوجه یعنی متاهل.
    وگرنه که زوجه معنی نمی ده بعنوان سوال!
    کربلا بودی؟
    پاسخ:
    بلی :)
    زیارت قبول
    و
    خوش به سعادتتون

    پاسخ:
    قبول حق
    و
    قسمتتون ان شاءلله...
  • دچــ ــــار
  • اماااااااااااااااااان... اماااااااااااان... اماااااااااااااان... :)))

    + دوستتون تحلیلش درست به نظر میرسه
    پاسخ:
    امااااااان...
    بلی...
    ولی عایا آقایون و خانواده هاشون هم این تحلیل رو درست در نظر میگیرن؟
    معمولا نه!
    چرا؟
    چون این لذت روانی، و شاید شاید شاید ذره ای جسمانی، رو از دست میدن که همسرشون باکره باشه...
    و به این بها، بعضا موارد بسیار متناسب و خوب رو از دست میدن...
    اسمشم میشه عدم تناسب و کفویت...
  • دچــ ــــار
  • من که الان نظرم نظر گاجه :))
     بجای این که از چندین نفر خاستگاری کنید از یک نفر چندین بار خاستگاری کنید :)!

    +تحلیلش رو هم به دوستان هم سن و سالش توصیه میکنم
    پاسخ:
    خیلی هم عالی :))))))

    بعله... منم توصیه میکنم مشروط به تناسب اخلاقی و ایمانی...
  • دچــ ــــار
  • یکی از دوستانم(که با هم رفت و امد خانوادگی داریم) منو دید گفت هنوز دست به کار نشدین :) گفتم نه بابا گفت بچه یکی از بهترین لذتای دنیاست :) گفتم زن نداشتیم هم همه در مورد ازدواج اینو میگفتن :) خودش هم خندید و گفت : کلا لذتای این دنیا بدون درد نیست :) 


    آسان و سخت عشق سواکردنی نبود
    ما نیز مِهر و قهر تو درهم خریده ایم :)
    پاسخ:
    واقعا هم همینه...
    هیچ لذتی بدون سختی نیست...

    شعر زیبا...
  • دچــ ــــار
  • محمدمهدی سیار
    قطعا دلایلش منطقیه و احتمالا تا چند سال آینده منم به این نتیجه برسم!
    اینکه خانواده های پسر دار هم به این تحلیل میرسن یا نه صد البته جوابش منفیه.
    چون تا هزار سال آینده در جامعه ی مرد سالار ما حق با پسرهاست!
    حق با اونهاست که تو رو محک بزنن
    شغل پدرت رو متراژ خونتون رو  قیافه ات رو سطح مالی خانواده رو و هزار تا چیز دیگه!
    ولی وقتی تو یه خواستگار دیپلمه رو به صرف اینکه سطح تحصیلاتش پایین تره رد میکنی
    جواب میشنوی که برای پسر ما مسئله ای نیست ها!!!!
    جل الخالق از این جامعه ای که ادعای روشنفکری میکنه!

    پاسخ:
    هوم....
    :(
    متاسفانه خیلی کمند که برای پسرشون چنین فکرهایی نکنن...
    و همین کلی مفسده ایجاد می کنه...
    مفسده هایی که به چشم پدر و مادر ها نمیاد، و حتی به چشم خود پسرها...
    مفسده هایی که بعضا میشه دوری از اونها رو بر رضایت خانواده ترجیح شرعی و عقلی داد...
    گاهی دو تا زندگی که هم اون پسر تشکیل میده در آینده، هم خانم مورد نظر، متشنج و مشکل دار میشه، چون اونموقع اون دوتا جوون اجازه پیدا نکردن با هم ازدواج کنن...
    باز هم مقولۀ ازدواج، باز هم دغدغه های ناهمگون و لاینحل، باز هم اظهار نظرهای یک سویه و باز هم فرافکنی تقصیر ها و تخسیر ها...

    خدایا، فرهنگِ خانوادگی و آئین ازدواج در خانواده های ما را به سالهای دهه 60 برگردان...
    پاسخ:
    ببخشید منظورتون از «اظهار نظر یک سویه و فرافکنی تقصیر ها و تخسیرها» چیه؟

    اگرچه دهه 60 بهتر بوده از جهاتی نسبت به الان، اما من فکر می کنم همون موقع ها هم مشکلات عرفی کم نبوده...

    نمونه بگم؟ خیلی ببخشید...

    این که توی حمام عمومی دنبال دختر می گشتن واسه پسر هاشون!
    بعضا می خواستن از دختر مورد نظر که پشتشون رو کیسه بکشه ببینن دختره ضعیف و کار نا بلد نباشه!!!!!! :/

    بنشینید پای حرف برخی دختر های اون دوره این ها رو می شنوید!

    من اصلا اصلا معتقد نیستم به ظاهر نباید هیچ توجهی کرد...
    اصلا هم از اظهار نظر های فمینیستی مسلک خوشم نمیاد...

    اما یک سری رفتارها کرامت دختر رو زیر سوال می بره...
    این الکی نیست که خیلی از مردان زن طلاق داده، دختر مجرد می گیرند، اما برعکسش کمتر اتفاق میفته...

    اگر طلاق اخ است، برای مرد و زن فرق نداره... اما چرا یک هو برای یکی میشه لکه ی ننگ که حتی بعضا کار مناسب بهش ندن به این دلیل، برای دیگری میشه یک تجربه ی ناموفق؟!

    متاسفانه حق انتخابی که آقایون و خانواده هاشون، اکثرا، برای خودشون قائلند، خیلی خانم ها رو این وسط له می کنه... در حالی باید دختر رو تکریم کرد!

    بله، قبول دارم از این طرف هم مشکلاتی هست که بعضا واقعا آزار دهنده است... یه آقایی هم بیاد از مشکلاتش در زمینه ی ازدواج بنویسه، مشروط بر اینکه ناحقی شده باشه، من نوعی حق ندارم بگم اشتباه می کنی! مطمئنا گفته هاش به این معنی نیست که برعکسش ظلم نمی شه... کما اینکه گفته های من هم به این معنی نیست...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی