امروز حقش بود زنگ می زدم می گفتم مدرسه نمی توانم بیایم!
اما به فکرم هم خطور نکرد و رفتم...آن هم با لباس های صورتی و دستان پر از عیدی برای بچه ها...
پیش خودم می گویم کدام عید وقتی دل امامم خون شده؟
چند ماه است که یمن را می کوبند و چند هزار یمنی با دستان خالی به شهادت می رسند...
حالا هم که چند روزی می گذرد از قتل عام منا و چند هزار مسلمان شهید شده اند...
امروز هم که یکی دیگر از مصدومین در فرودگاه مهرآباد پر کشید...
من باور دارم که اشک رهبرم درآمده چون اشک امامش در آمده...
این اشک ها از آسمان جاری شده و جایی اثر دارد...
این خون ها جایی اثر دارد...
این داغ ها جایی اثر دارد...
امروز حقش بود همه کارهاشان را ول می کردند و می رفتند...
- ۲ نظر
- ۱۲ مهر ۹۴ ، ۲۱:۰۱
- ۴۶۱ نمایش