امروز...
شنبه, ۹ آبان ۱۳۹۴، ۰۹:۴۸ ب.ظ
بیهوشی احتمالا حالی است شبیه حال چند دقیقه پیش من که از خستگی به خواب رفته بودم... یا حالی شبیه به حال نعش من روی صندلی اتوبوس، وقتی بعد سوار شدن در شمالی ترین ایستگاه اتوبان امام علی چشم می بندم و در ایستگاه دماوند چشم باز می کنم...
حتما که نباید گاو آدم را شاخ بزند تا آدم بیهوش شود! والا!
پ.ن1: امروز جن از بیخ گوشم رد شد، وقتی ندانسته داشتم تحت درمان یک فرادرمانگر قرار می گرفتم!!! (خدا رو شاکرم که جنیان هم از من فراری اند!)
پ.ن2: امروز حالم از حضور در جمع مرفهان به هم خورد و هی فحش نثار سرکارمان کردم در حالی که باید به لنز موبایل معلم ها لبخند ژکوند می زدم...
- ۹۴/۰۸/۰۹
- ۴۰۴ نمایش