جنبه نداریم بابا!
از وقتی ندا بر اومده که باید از خونه ای که در حال حاضر ساکنم، برخیزم و برم جای دیگه، اصلا حوصله ام به کار خونه نمی کشه! حتی غذا هم خیلی سخت درست می کنم، چه برسه به نظافت منزل!
با اینکه حس مالکیت خب دارم، چون خونه اجاره ای نیست... اما چون می دونم دیگه چند وقتی بیشتر نیستم، اصلا دل و دماغ کار ندارم...
داشتم فکر می کردم که دو تا برداشت میشه کرد:
یکی اینکه آدم اگر بدونه مرگ حقه، چارچنگولی نمی چسبه به دنیا و زرق و برقش... بیشتر فکر رفتنه...
یکی هم اینکه جمع کن بابا خودتو فاز معنوی نگیردت! امیرالمومنینش با اون امیرالمومنینیش(!) میگه جوری برای دنیا کار کن که انگار همیشه هستی، یا روایت داریم از پیامبر ص، اگر اشتباه نکنم، قریب به این مضمون که کسی برای دنیاش تنبلی کنه برای آخرتشم تنبلی تر می کنه!
گویا بنده از اینام که جنبه ی فکر کردن به حقانیت مرگ رو ندارم! چون تنبل میشم و دست از تلاش می کشم... و مطابق روایت اگر در امر دنیام تنبل باشم در امر آخرت هم تنبلم: خسر الدنیا و الآخرة...
اوصیکم و نفسی ب جنبه داشتن بابا!
- ۹۵/۰۵/۰۲
- ۴۱۷ نمایش
تو روحانی میشدی مث قرائتی میشدی ها !