حسِ چی چی بودگی؟
بعضی حس ها هستند که من خیلی خیلی دوست دارم بتوانم برای لحظاتی تجربه شان کنم...
من این ها را می گویم، شما هم دوست داشتید کامنت بگذارید بگویید چه حس هایی را دوست دارید تجربه کنید:
1- حس مادر بودگی
2- حس دایی بودگی!*
3- حس شتر بودگی!**
4- حس پرنده بودگی، در حالتی که در ارتفاع خیلی زیاد، مثلا بالای کوه بیستون، بالهایش باز است و دارد توی هوا سُر میخورد...
* بین عمو و عمه و خاله و دایی، حس می کنم دایی بودگی از همه لذت بیشتری دارد... واقعا واقعا از عمق وجودم به مردهایی که دایی می شوند غبطه می خورم! در حدی که شدیدا دوست دارم خودم هم دایی بشوم!
(خواهرم چند وقت پیش داشت می گفت من می خوام خاله بشم! گفتم خب چکار کنم؟ گفت خب شوهر کن بچه بیار من خاله بشم... گفتم زهرا خب من هم دوست دارم دایی بشم، دقیقا به کی باید بگم چکار کنه که من دایی بشم؟!!!خواهر کوچولوی حاضر جواب فیلسوف مزاج من فقط خندید، بدون جواب...)
** من آنقدر شتر را دوست دارم که اگر تناسخ وجود داشت و می توانستم یک بار دیگر در وجود حیوانی زندگی کنم، دلم می خواست یک شتر مهربان باشم!
- ۹۵/۰۵/۱۳
- ۲۹۲ نمایش
1- تصویری از بهشت است.
2- 100 % عالی است. به ویژه که خواهرزاده دختری باشد شیرین و شیرین زبان که وقتی صدایش میکنی یک «دایی» به عنوان مضافالیه بگذاری آخر اسمش. تنها کسی باشد که وقتی هست برای ساعتها کامپیوترت خاموش میماند هر قدر هم که کار داشته باشی. در کنارش دیوانهبازیهایی در بیاوری که خودت هیچوقت، حتی در کودکی هم انجام ندادهای. و شیرینیهای بسیار دیگر.