یک مرد، دو مرد، سه مرد، ...، ده مرد!
دیروز که من نبودم حال پدرم بد شده بود برده بودنش بیمارستان...
هنوز هم بیمارستانه...
از چیزهایی که مادرم می گفت من تا مرز فکر به، دور از جونش، سکته و سرطان و...، هم رفتم...
البته شکر خدا انگار یه مقداری دارو زدن بهش بهتره، اگرچه هنوز معلوم نیست مشکل در اصل برای چیه و درمانش دقیقا بجز آرامبخش چیه... ولی خب خدا رو شکر مشکل جدی ای که بخواد پدرم از پا بیفته نیست...
دیشب داشتم فکر میکردم که چقدر حضور پدرم توی خونه مهمه...
راستش من از بچگی خیلی با پدرم رفیق نبودم... هروقت از دستش ناراحت می شدم مامانم برای اصلاح رابطه ی ما به من میگفت ببین بابا برامون پول میاره! که گویا من هم یک بار خیلی فکر کرده بودم و در جواب گفته بودم خب اصلا بابا میخوایم چیکار؟ وقتی میریم مغازه چیزی میخریم که آقاهه بقیه ی پولمونو بهمون میده!!!!!!
مثل خیلی از خانواده های دیگه که نقش پررنگ پدر برای بچه ها اینه که پول بیاره، پدر من هم همیشه همه ی تلاش خودشو می کرد برای آسایش ما... یعنی انصافا تلاش زیادی کرده و از جونش مایه گذاشته تا ما راحت باشیم...
همیشه هم کارهای فنی خونه به عهده ش بوده و کمتر از بیرون کمک لازم داشتیم برای کارهای این مدلی...
تا دو سال پیش که من به یک مشکل زیادی جدی برنخورده بودم در زندگیم، نقش پدرم همین ها بود برام...
اما دو سال پیش برام اتفاقی افتاد که اگر پدرم مثل ده تا مرد پشتم نمی ایستاد، شاید جوری زمین میخوردم که نتونم از جام بلند شم تا سال ها...
بعد از اون، نقش پشتیبان بودن پدرم برام پررنگ شد... چیزی که شاید خواهر برادرهای دیگه م مثل من درک نکنن... چیزی که باعث شد دیروز به این فکر کنم که ممکنه در سن بیست و نه سالگی هم، با اینکه حتی انسان کاملی شدی، مثل یک بچه ی سه چهار ساله یتیم بشی... حتی اگر مال و اموالی هم علی الظاهر داشته باشی و خانواده ت خوب باشن و خونه داشته باشید و حقوق بازنشستگی و اندک سرمایه ای که کفاف خرج زندگی رو بده... اما هیچکدوم بی پناهی ت رو پر نمیکنه...
چند وقت پیش در گروهی بحث شده بود و آقایی ادعا می کرد زن ها ذاتا کامل آفریده شدن و می تونن گلیم خودشونو از آب بیرون بکشن و نیازی به مرد ندارن، اگرم ازدواج میکنن بخاطر میل به بچه س...
اندر چرتی این حرف که شکی ندارم...
اما واقعا یک مرد، به معنی واقعی کلمه مرد، در زندگی یک زن، به معنی واقعی کلمه زن، تمام پناه اون زن میشه که نبودش رو هیچ چیزی پر نمیکنه...
خدا رو شاکرم برای اینکه سایه ی پدرم بر سرم هست تا پناهم باشه...
+ و چقدر برای کسی مثل من که چنین پدرِ ده مردی دارم، سخته که بتونم به کسی اعتماد کنم به عنوان پناهم... و وای به روزی که به کسی اعتماد کنم و پشتم رو خالی کنه...........
++ کسی که پدرش اینقدر مرده و براش پناهه، و البته به وضوح عاطفه هم نثار فرزندش میکنه (جوری که فرزند هیچوقت به این فکر نکنه که اگر نقش مالی پدر نباشه جایگزین هست براش)، برش نعمت پدری تمام است و تمام است و تمام است...
- ۹۵/۰۶/۲۴
- ۴۹۲ نمایش