رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

همه عمر بر ندارم، سر از این خمار مستی ..... که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

همه عمر بر ندارم، سر از این خمار مستی ..... که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

درباره ی وبلاگ
رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

ترس دارم که به وقت عافیت، فقرم را نبینم...
خدایا!
هرچه گرفتی، بگیر، اما ایمانم را نه...

۲ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

سلام به همه

خوبید؟ خوشید؟

من مسواک زدم خوشحالم، اومدم از این تجربه ی خوب به شمام بگم! :[]

کسی هست تا حالا اینجا از این مسواک واقعنکی ها زده باشه؟

 

من تا قبل از همین چندشب پیش که برای اولین چوب مسواک‌ رو استفاده کنم، با اینکه کم تلاش نمیکردم برای تمیزی دندونام با این مسواک پلاستیکی الکیا(که خیلی هم گرون تشریف دارن) و اتفاقا خیلی هم اصولی مسواک می زدم، اکثرا دو تا مشکل داشتم: یکی اینکه جرم دندونم اونجوری که میخواستم از بین نمی رفت و زود هم دوباره جرم میگرفت، یکی هم اینکه دندونام زرد بود همه ش، حتی بلافاصله بعد از جرم گیری. یعنی جنس دندونام از ایناییه که زود زرد میشه.

حالا حالتونو به هم نزنم با توضیحاتم! :))))

خلاصه اینکه خیلی اتفاقی، یکی چوب مسواک درخت اراک خرید و داد بهم، منم بعد چند شب، گفتم امتحان کنم ببینم چجوریه. طبق دستورالعمل پشت بسته ش، یکم پوست سرشو کندم، سرشو فشار دادم با دندونای انتهاییم، مث فرچه شد، و بعد هم مسواک زدم باش، آخرسرم اون قسمتی که استفاده شده بود رو بریدم ریختم دور.

نتیجه ش خیلیییییی برام شگفت انگیز بود!

هم جرم دندون رو خیلیییییی خوب از بین برده بود، اونم با ضمانت!

هم اینکه دندونم رو سفید کرده بود! 

وای خدای من، همون یکی دو روز پیشش 17500 تومن داده بودم به این مسواک پلاستیکی الکیا که بعد چندماه باس سالم سالم بندازیش دور! که تازه نه اینجوری با ضمانت جرم رو می بره نه سفید میکنه.

 

تازه من اطلاعات پزشکی ندارم که شیره ی با طعم تربچه مانند مسواک، خاصیت هم داره یا نه، که بعید نیست داشته باشه...

 

خلاصه اینکه پیشنهاد میکنم چوب مسواک که چوب درخت اراک هست رو حتما گیر بیارید و استفاده کنید.

 

خوبیش اینه که احساس میکنی با یه موجود زنده طرفی! :) 

  • سر به هوا!

سلام

و اما بعد از سلام،

مدت های زیادیست حال و هوای نوشتنم نیست، احتمالا کیسه ی هوایش را در شرکت جا می گذارم! مثل کفش هایم که جا میگذارم و مجبور می شوم گاه در سرما و گاه در گرما با صندل تا خانه بیایم.

الان هم که آمده ام خزعبل می گویم!

این مدت اتفاق های زیادی داشته ام، یکی سفر اربعین بود که سعی کردم دعاگوی دوستان باشم، آن دیگری اندکی دلخوشی به زندگی، و دیگر بخواهم بگویم کار، کار، کار...

منتظر و راغب شرایطی هستم که بدون دغدغه ی مالی، تصمیم بگیرم درمورد کار کردن...

کار برای مرد، قوام جان است و برای زن، اندکش مفرح و بسیارش ملال!

و البته که اندک و بسیارش را شرایط و روحیات او مشخص می کند...

 

خودم را سرگرم کرده ام و دلخوش به کار و زندگی، بلکه بتوانم ادامه دهم مسیر حیات را، اما باز هم درد می گیرد آنچه نیست!

 

و البته که الحمدلله، رب العالمین...

 

راستی!

داعشتان خیلی مبارک‌ ؛) 

  • سر به هوا!