رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

همه عمر بر ندارم، سر از این خمار مستی ..... که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

همه عمر بر ندارم، سر از این خمار مستی ..... که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

درباره ی وبلاگ
رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

ترس دارم که به وقت عافیت، فقرم را نبینم...
خدایا!
هرچه گرفتی، بگیر، اما ایمانم را نه...

۶ مطلب با موضوع «خدا پیغمبر! :: خدا جونم!» ثبت شده است

+ عرفتُ اللهَ بفَسخِ العزائِم...

++ خدایا شکر و حمد از آن توست...

+++ ربِّ إنّی لما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ...

++++ بعد از یک سال، تازه حس می کنم حالم خوب است...

+++++ خدایا! تو هم خیر مطلقی، هم مهربانی و خیرخواه، هم عالم به راه های رسیدن به خیری، و هم قادر به رساندن مخلوقاتت به خیر... پس من دانی جاهل و ضعیف، چرا اعتماد نکنم به چون تویی؟!

++++++ نگاهت را حس می کنم، خدا! ممنونم که نمی گذاری پلید تر و خوار تر شوم...

+++++++ وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ یُرْسِلَ الرِّیَاحَ مُبَشِّرَاتٍ وَلِیُذِیقَکُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَلِتَجْرِیَ الْفُلْکُ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ * وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ رُسُلًا إِلَىٰ قَوْمِهِمْ فَجَاءُوهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ فَانْتَقَمْنَا مِنَ الَّذِینَ أَجْرَمُوا ۖ وَکَانَ حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ * اللَّهُ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ فَتُثِیرُ سَحَابًا فَیَبْسُطُهُ فِی السَّمَاءِ کَیْفَ یَشَاءُ وَیَجْعَلُهُ کِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ ۖ فَإِذَا أَصَابَ بِهِ مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ * وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ یُنَزَّلَ عَلَیْهِمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمُبْلِسِینَ * فَانْظُرْ إِلَىٰ آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ کَیْفَ یُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا ۚ إِنَّ ذَٰلِکَ لَمُحْیِی الْمَوْتَىٰ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ [سوره الروم 46 - 50]

++++++++ الان جناب دچار میان میگن که اگه چندتا دیگه ادامه پیدا میکرد، کل خط می شد +! :))

  • سر به هوا!

خدا کیست؟!

۱۱
ارديبهشت

خدا همان کسی است

که وقتی گرفتار کشتی طوفان زده می شوی،

در عمق وجودت

امید نجات به

او

می بندی...

  • سر به هوا!

همین!

۲۵
بهمن

  • سر به هوا!

تشهد را گفته ام و موقع بلند شدن، طبق عادت بر زبانم می آید: بحول الله و قوته أقوم و أقعد...

یک لحظه حواسم جمع می شود به چیزی که به عادت گفته ام: بحول الله و قوته أقوم و أقعد؟! این یعنی بحول الله و قوته أفعل کل فعل... این یعنی بحول الله و قوته حتی أذنب!!!

وااااااای بر من... فهمیدی چه شد؟!!!

خجالت هم دارد این نمک خوردن و نمکدان شکستن...

  • سر به هوا!

خدایا!

ببین!

جلوی همه دارم فریاااااااد میکشم...

خودت مگر نگفتی مضطر را اجابت می کنی؟

می بینی حالا؟!

به اضطرار رسیده ام، اضطرار...

اجابتم کن،

که خوانده ام خدایی را که 

یجیب المضطر اذا دعاه...

اجابتم کن،

خدای همیشه مواظب من!

 

پ.ن: 

اصلا امکان دارد شب شهادت امام رضا علیه السلام باشد و آدم هوس زیارت مشهد مثل خوره به جانش نیفتد؟

شب آخر صفر دعا بفرمایید برای بنده...

  • سر به هوا!

دلم پره...

از خیلی چیزها...

و زبانم بسته است...

نیاز به تقوایی قوی دارم... برای ادامه ی زندگی...

باید راضی باشم به رضایت خدا... اون هم با این ایمان نصفه نیمه و تقوای دست و پا شکسته...

 

به قول استادم، راضی بودن سخت تر از مرضی بودنه... چون خدا سریع الرضاست اما ما نه...

ما عجولیم و جهول...

و به قول خودم، تجلی سربلند شدن امام حسین علیه السلام در تمام اون امتحان های عظیم،در لحظات آخر شد این جمله که الهی رضاً برضاک...

 

دعام کنید...

  • سر به هوا!