رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

همه عمر بر ندارم، سر از این خمار مستی ..... که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

همه عمر بر ندارم، سر از این خمار مستی ..... که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

درباره ی وبلاگ
رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

ترس دارم که به وقت عافیت، فقرم را نبینم...
خدایا!
هرچه گرفتی، بگیر، اما ایمانم را نه...

از این روزها...

پنجشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۲۹ ب.ظ

سلام

و اما بعد از سلام،

مدت های زیادیست حال و هوای نوشتنم نیست، احتمالا کیسه ی هوایش را در شرکت جا می گذارم! مثل کفش هایم که جا میگذارم و مجبور می شوم گاه در سرما و گاه در گرما با صندل تا خانه بیایم.

الان هم که آمده ام خزعبل می گویم!

این مدت اتفاق های زیادی داشته ام، یکی سفر اربعین بود که سعی کردم دعاگوی دوستان باشم، آن دیگری اندکی دلخوشی به زندگی، و دیگر بخواهم بگویم کار، کار، کار...

منتظر و راغب شرایطی هستم که بدون دغدغه ی مالی، تصمیم بگیرم درمورد کار کردن...

کار برای مرد، قوام جان است و برای زن، اندکش مفرح و بسیارش ملال!

و البته که اندک و بسیارش را شرایط و روحیات او مشخص می کند...

 

خودم را سرگرم کرده ام و دلخوش به کار و زندگی، بلکه بتوانم ادامه دهم مسیر حیات را، اما باز هم درد می گیرد آنچه نیست!

 

و البته که الحمدلله، رب العالمین...

 

راستی!

داعشتان خیلی مبارک‌ ؛) 

  • سر به هوا!

نظرات (۸)

  • یه خانوم گل ***
  • :))
    پاسخ:
    :))) 
    به به سلام عزیزدل
    خوبی بانو؟
    دلم برات تنگ شده بود
    کم کم داشتم ناامید می شدم از آپ شدن اینجا
    هممون تقریبا درگیر روزمرگی شدیم یه جورایی هممون گیریم!
    خوش باشی و حال خوبت رو بهمون منتقل کنی ان ءشالله
    داعش هیچ وقت فکرشم نمی کرد یه روز بشه تبریک ما :)

    پاسخ:
    به به به به بببه به به
    ممنونم
    دعاگوت بودم عزیز جان...
    عزیزی... :*
    شکر خدا وضعیتم بد نیست... دلخوشم اندکی... 

    خخخخخخخخ
    آره :) 
    سلام علیکم
    زیارتتان قبول!
    بازگشتتان مبارک و به‌قول خودتان داعشتان!
    پاسخ:
    علیکم السلام
    قبول حق
    مکرر نصیبتون
    ممنون :) 
    ان شاءالله زندگیتون در مسیر خدمت و خدماتتون رنگ خدایی داشته باشد.
    پاسخ:
    ممنون از دعای خوبتون... 
  • جنابــــــــ دچار
  • سلام ما هم توی امامزاده نزدیکمون :) دعاگوی بلاگرای محترمی بودیم که در اربعین برامون دعا کردن :))

    + زن، یا باید کار کند یا درس بخواند یا بچه بزرگ کند :)
    پاسخ:
    علیکم السلام. لطف دارید.
    +یا تا ظهر بخوابد، بعد بلند شود برای شویش شام بگذارد، کمی کتاب بخواند، کمی تلفن حرف بزند، و خلاصه سر خودش را گرم کند تا شویش برسد!
    والاع! 
  • جنابــــــــ دچار
  • این چیزی که شما میگی مال زندگی های قدیمه نه الان که زن و شوهر دونفری هم که کار میکنن باز عقبن!

    + این چیزی که گفتید رو من دیروز تنهایی توی خونه انجام دادم ولی زیاد مزه نداد! فقط یه فیلم سینمایی از تلویزیون نگاه کردن به اسم «زودیاک چینی» که خوب بود :)
    پاسخ:
    قدیم که زنا وقت سر خاروندن نداشتن!

    +اون نسخه مال خانوما بود، برای آقایون سمه! 
  • جنابــــــــ دچار
  • دقیقا سمه:) حتا رقبتی نداشتم فوتبال ببینم :) اصلا خونه بدون زن روح نداره انگار! [مدیونید اگه فکر کنیدمن زز ام!] :)
    پاسخ:
    نه واقعا به زز بودن ربط نداره. بابای غول منم همینجوریه! شخصی که هرگز برچسب زز بهش نمی چسبه!
  • آب‌گینه موسوی
  • درد هست، همیشه هست...

    روزهایت آفتابی، شب‌هایت مهتابی! :*

    اصلاً زن که نباید کار کند! :)

     

    داعش مبارک! دیدی که اصلاً خبری نشد؟ یک جشن درست و درمان نگرفتند؟  این همه جوان دادیم... 

    برای مذاکراتِ هسته‌ای چه بزن برقصی راه انداختند و...

    پاسخ:
    آه که تلخی بعضی دردها، با هزار شیرینی هم نمی رود...

    ممنونم :***

    والاع! :[]

    اوهوم... تقصیر خودمونم هست نرفتیم تو خیابون بزن برقص! :)))))

    آخه خواهر بعضیا بخشی از این پیروز رو هم مدیون مذاکرات می دونن! :/
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی