رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

همه عمر بر ندارم، سر از این خمار مستی ..... که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

همه عمر بر ندارم، سر از این خمار مستی ..... که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

درباره ی وبلاگ
رَبِّ إنّی لِما أنزلتَ إلَیَّ من خیرٍ فقیرٌ

ترس دارم که به وقت عافیت، فقرم را نبینم...
خدایا!
هرچه گرفتی، بگیر، اما ایمانم را نه...

یه لقمه آدم!

دوشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۴۴ ق.ظ

دیشب رفته بودیم منزل برادرم...

بماند که برادرزاده ی بزرگ، کلی شیرین بازی درمیاره و آدم دلش میخواد هر لحظه جون بده براش...

اما این کوچیکه که یک ماهه س...

مادرش لباسی که من براش خریده بودم رو تنش کرده بود که من خوشحال شم و من دقیقا کلی ذوقمرگ شدم...

وقتی شیر می خوره، احتمال بالا آوردنش یکم زیاده... بنابراین نباید افقی بخوابه و باید توی بغل کج باشه...

مادرش شیرش داد و آورد داد به من... خوابالو بود و توی بغلم خوابید... یه جوجه آدم! یه لقمه!

من باید پای لپ تاپ ارجاعات پایان نامه رو درست می کردم و باخودم بساط برده بودم... اما خیلی هم دلم می خواست بغلش کنم... واقعا آرومم می کرد... حس مادری همیشه توی من قوی بوده... خیلی قوی... از بچگی...

رفتم توی یه اتاق تاریک، بچه بغل، پای لپ تاپ، با یه دست تایپ می کردم با یه دست اون یه لقمه رو گرفته بودم...

خلاصه کلی تو بغلم خوابید و خیلی بهم کیف داد...

هزار ماشاءلله وقتی به آدم نگاه میکنه انگار صد ساله آدم رو میشناسه...

خیلی هم آرومه و خداروشکر زیاد بی قراری نمی کنه... غر زدن هاش هم صدای هیولا نمی ده! صدای گربه میده... :)

تازه من یه چیزی هم کشف کردم که خوشحالم کرده!

راستش من از خیلی جوجه بودگی هام، یعنی همون زیر یک ماه که خیلی بچه زشته، عکس دارم، و تو همه ی عکس ها، چشمام تا ته بازه و دماغمم گنده افتاده... البته عکسای بهترم دارم که مال هفت هشت ماهگیمه، ولی کسی کاری به اونا نداره، فقط ملت این دماغ گنده ی منو خیلی تو ذهن دارن... :/

وقتی سید علی به دنیا اومد، قبل اینکه ببینمش ازش عکس دیدم و به داداشم گفتم دماغش به من رفته! اونم گفت آره متاسفانه! :/

اما وقتی خودشو دیدم، فهمیدم عکسش بد افتاده و اصلا هم غیرعادی نیست و خیلیییی هم ناز و ظریفه... منتها بچه بدعکسه! عکساش اصلا خوب نمیفتن، مگر اینکه خلافش ثابت بشه...

هیچی دیگه... تونستم به ملت اثبات کنم منم مث برادرزاده م بد عکس بودم وگرنه اینقدرم اوضاع بد نبوده! :)

کما اینکه الانم خیلی بدعکسم... :\

+ به نظر من خوش عکس بودن یه فحشه: «خودت به خوبی عکسات نیستی، عکسات قشنگن!»

++ از زمانی که فنچ داشتم و جوجه می‌آوردن، جوجه هایی که خیلییییی ضعیف و کوچولو بودن و حس ترحم و محبت آدم رو همزمان به اوج میرسوندن، وقتی بچه ی نوزاد می بینم همین حس بهم دست میده: جوجه آدم... تو دل برو و بسیااااار ضعیف... برای تک تک کاراش باید تدبیر و توجه بشه و خودش ذره ای نمیتونه از خودش دفاع کنه... و چقدر این حس که تو باید همه کاراشو بکنی دوست داشتنیه...

  • موافقین ۵ مخالفین ۰
  • ۹۵/۱۱/۰۴
  • ۱۳۷ نمایش
  • سر به هوا!

نظرات (۸)

  • تبارک منصوری
  • "هزار ماشاءلله وقتی به آدم نگاه میکنه انگار صد ساله آدم رو میشناسه.."
    لحنت اینجا شبیه مادر بزرگا شده...یه "بترکه چشم حسود" پنهانی توش موج میزنه
    *__^

    اتفاقا من عکسام از خود واقعی ام بهتر،خانوم تر و باشخصیت ترند! :| تا این حد یعنی!

    دماغووووووو!!! :)))))))

    پاسخ:
    :))) آخه یه لحظه ترسیدم چشم بخوره! خودم چشمم شوره یکم! :))

    خانوم بودن با خوش عکس بودن فرق داره... ما دیوونه ها برای یک لحظه ی توی عکس معمولا با شخصیت میفتیم!

    دماغو به کسی می گن که دماغش آویزونه! نه کسی که دماغش در یک ماهگی تو عکسا گنده افتاده! :[]
    یه پسره بود تو مهدکودکمون اسمش سروش دماغو بود! همیشه دماغش آویزون بود و سر آستیناش دماغی بود!
    من از مهد کودکو فقط همون سروش دماغو رو یادمه!
    امیدوارم الان اینجا رو نخونه! :))))))))
  • تبارک منصوری
  • ما اینجا به بچه دماغ گنده میگیم دماغو!
    به بچه ای هم که لپ داره هم میگیم لپو!
    دستور زبان ما با شما فرق فوکوله!

     دماغووووو! =))))
    حالا خدایی چشات چرا تا ته باز بودن؟؟ :)))
    پاسخ:
    لپو رو بودم انصافا... در حدی که بعضی عکسام انگار دهنم پره!
    یه عکس دارم گذاشتم رو پروفایل تلگرامم، انگار گردو زیر لپامه! :))))))))))))

    ازت قبول کردم دماغو رو! منتها در حد عکس های زیر به ماهگی!

    یحتمل می خواستم بهتر ببینم... :/
    سید علی هم همینطوریه دقیقا...
  • مجله ویترینو
  • یه لقمه آدم ...
    پاسخ:
    ...
    سلام علیکم

    خدا حفظش کنه برادرزاده تان را ...

    یه بنده خدایی رفت طوطی بخره چون حیوانات رو نمیشناخت بهش جقد انداختن
    بعد یه مدت رفیقش دیدش گفت طوطی خریدی ؟
    گفت آره ولی لامصب یه جوری آدم رو نگاه میکنه که تا بطن آدم رو میخونه

    غرض از گفتن مطلب بالا این بود که وقتی بچه ها به آدم نگاه عمیق میکنن آدم پیش خودش میگه این داره به چی نگاه میکنه، نکنه باطن من رو داره میبینه، نکنه ...
    و هزار تا از این جور چیزا از ذهن آدم عبور میکنه

    بچه ها وقتی به دنیا میان باید چشم هاشون رو تاریک کنی تا باز کنند معمولا
    آقا محمدامین ما که به دنیا اومده بود، آوردنش که ما ببینیمش، فکر کنم زیر نیم ساعت بود که به دنیا اومده بود
    وقتی آوردنش روی چرخ دم درب و من رو صدا کردند، بچه را که دیدم گفتم این بچه ما است؟ اشتباه نمیکنید؟ این چشماش ازمن بازتره که (لبخند)
    دیگه گفتن مطمئن باشید

    عاقبتتون بخیر بحق حضرت ابوتراب
    پاسخ:
    علیکم  السلام...
    ممنون...
    :))))))
    دقیقا آدم شک میکنه چی داره می بینه این بچه؟
    بخصوص وقتایی که بچه ها آدمو می بینن میزنن زیر گریه، آدم میگه نکنه دیوی چیزی دیده!
    فعلا که با محبت نگاه میکرد.... به گمونم آدم خوبی باشم! :/
    آخی... خدا حفظش کنه... و عاقبتش بخیر بحق حضرت ابوتراب! :)
    تشبیه جالبی بود:))

    با بچه یه ماهه به بغل خیلی جرات میخواد کار دیگه همزمان انجام داد;-o 
    پاسخ:
    :)
    آخه خواب بود، تازه بیدارم باشه خیلی آرومه...
    فقط شیب سنجش خیلی حساسه... تا نزدیکی 0 درجه بشه غر میزنه! :))
    شاقول سر خوده بچه! :)))))
  • آب‌گینه موسوی
  • ای جانم، سیّد علی!:**

     

    منم خیلی بدعکسم! به شکلِ وحشتناکی! :( 

    پاسخ:
    :)

    بدعکس بودن به نظرم یک جور تعریفه، همانطور که خوش عکس بودن یک فحشه! :)))
  • حسین (علیه السلام) آرام جانم
  • چقد همه حس هاتو میفهمم. :)

    شما قبلن تو خونتون فنچ داشتین ما تو خونمون بز و بزغاله... ینی دیوونه کننده بودن از بس شیرین بودن :)) من بیشتر عکسای بچگی ام با بزغاله هاس :))))

     

    چقد خوب که آسید علی شما بچه آرومیه،ما که همش در حال آروم کردن خواهر زاده ی گرام بودیم.

    شب و روز و نصف شب هم نداشت.

    آروغ گرفتن ازش کار من بود:)

    بعضی وقتا راحت رو دستم میخوابید بعضی وقتا باید کلی دور اتاق میچرخوندمش...

    تو بغل خوابیدنش حس شیرینی داشت...

     

    خو من هم بدعکسم خب!! برعکس آبجیم که همیشه هم خوش عکسه هم خوش لباس! :(

    ای بابا :) بیخیال.. :)

    پاسخ:
    وای خدای من، بز و بزغاله... چقدر جذاب... :)))
    بچه ها معمولا جاییشون درد داره که نا آرومن... آدم دلش میسوزه براشون... طفلکیا...
    خخخخخ
    تفاهمامون داره زیاد میشه... بیا ازدباج کنیم با هم :))))))
    دروغ میگم مگه؟!
  • حسین (علیه السلام) آرام جانم
  • وای خدا از دست تو سادات بانو :)))))
    پاسخ:
    :))))))))))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی